معارف اسلامی
(١)
موضوع پژوهش مقطع دبيرستان جوان و ارزش ها 4 - محدثى جواد
١ ص
(٢)
الگوها و اسوه ها - محدثى جواد
٢ ص
(٣)
پيك جوان - آرزومندى حسين
٣ ص
(٤)
مقاله برگزيده مقطع راهنمايى - جعفری حسین
٤ ص
(٥)
مقاله برگزيده مقطع ديپلم بالاتر - نظرپور حمزه
٥ ص
(٦)
گزيده اى از پژوهش هاى شماره 55 مقطع دبيرستان - ورناصرى رضا
٦ ص
(٧)
موضوع پژوهش مقطع ديپلم و بالاتر - انصارى عليرضا
٧ ص
(٨)
متن درسى مقطع دبيرستان - سبحانى نيا محمد
٨ ص
(٩)
مقاله برگزيده مقطع دبيرستان - نواپور محمد
٩ ص
(١٠)
نوجوان و نظم و تدبير - شريعتى سبزوارى محمدباقر
١٠ ص
(١١)
متن درسى مقطع ديپلم و بالاتر - شريعتى سبزوارى محمدباقر
١١ ص
(١٢)
متن درسى مقطع ديپلم و بالاتر - شريعتى سبزوارى محمدباقر
١٢ ص
(١٣)
احكام قمار و پيامدهاى آن - شريعتى سبزوارى محمدباقر
١٣ ص
(١٤)
گزيده اى از پژوهش هاى شماره 55 مقطع ديپلم و بالاتر - ولی پور مرضیه
١٤ ص
(١٥)
گزيده اى از پژوهش هاى شماره 55 مقطع راهنمايى - مريم عظيمى
١٥ ص
(١٦)
مشاوره -
١٦ ص
(١٧)
متن درسى مقطع راهنمايى درس هايى از فروع دين 4 - صالحى ناد على
١٧ ص

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٦ - مشاوره

مشاوره


مشاوره پرسش از شما پاسخ از ما نام مادر حضرت موسى(عليه السلام) سجده كردن بر تربت امام حسين(عليه السلام) ناسزاگويى بر اثر مشكلات حيات جاويد انجام اعمال بدون تقليد استفاده صحيح از اينترنت وسواس در وضو و نماز برنامه ريزى صحيح براى كنكور زلزله, عذاب يا امتحان الهى با سپاس و تشكر از عزيزانى كه با ارسال نامه, سؤالات و مشكلات تربيتى, روحى, خانوادگى و مسائل مذهبى و اعتقادى خود را مطرح مى كنند, گفتنى است از آن جا كه طرح همه مطالب شما در اين بخش ميسور نيست, تنها به مواردى از آنها كه عموميت داشته و اهميت بيشترى دارند, مى پردازيم. نام مادر حضرت موسى(عليه السلام) نرگس صفرى, شماره اشتراك٥٤٤٨, از لامرد فارس نام مادر گرامى حضرت موسى(عليه السلام) چيست؟ نام مادر حضرت موسى(عليه السلام) (يوكابد) است.١ سجده كردن بر تربت امام حسين(عليه السلام) چرا شيعه در نماز بر تربت امام حسين(عليه السلام) سجده مى كند؟ سجده بر تربت امام حسين(عليه السلام) مستحب مؤكد است. مهم ترين فلسفه اين عمل, آگاهى از بزرگوارى و فداكارى امام حسين(عليه السلام) در سرزمين كربلا و يادآورى آن حادثه بزرگ است. خدا به پاس ايثار و رشادت بى نظير امام حسين(عليه السلام) و شهادت او و يارانش در راه احياى دين, آثار ويژه و احكام خاصى در تربت او قرار داده است, كه در آموزه هاى دينى و روايات به آنها اشاره شده است و ما به چند نمونه اشاره مى كنيم: ذكر گفتن با تسبيح تربت كربلا, فضيلت بسيار داشته و شفادهنده بيمارى هاست. نيز شايسته است هنگام دفن ميّت, اندكى تربت كربلا همراه او گذاشته و يا با حنوط او مخلوط شود. در روايات آمده است: دفن شدن در كربلا ثواب زيادى دارد و انسان را از عذاب قبر ايمن مى دارد. در رساله هاى عمليه آمده است كه خوردن خاك حرام است, اما خوردن اندكى از خاك قبر سيدالشهدا به نيت شفا گرفتن, جايز است و آداب و حدودى دارد. امام صادق(عليه السلام) فرمود: (فى طين قبر الحسين(عليه السلام) شفاء من كل داء وهو الدواء الاكبر;٢ در خاك قبر امام حسين(عليه السلام), شفاى هر دردى است و آن دواى بزرگ تر است). امام رضا(عليه السلام) مى فرمايد: خوردن هر خاكى مانند مردار, خون و آنچه به نام خدا ذبح نشده حرام است, مگر خاك قبر حسين(عليه السلام) كه درمان هر دردى است.٣ امام موسى بن جعفر(عليه السلام) نيز فرمود: خاك ما را براى تبرك برنداريد, زيرا هر خاكى براى ما حرام است, مگر تربت جدم حسين(عليه السلام) كه خدا در آن براى شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است.٤ در روايات سفارش شده است: كام فرزندان خود را با تربت امام حسين(عليه السلام) برداريد, كه تربت امان است.٥ امام صادق(عليه السلام) دستمال زردى داشت كه در آن تربت سيدالشهدا بود. وقت نماز كه مى شد, همان تربت را در موضع سجودش مى ريخت و بر آن سجده مى كرد. آن بزرگوار فرمود: السجود على تربة الحسين(عليه السلام) يخرق الحجب السبع;٦ سجده بر تربت امام حسين(عليه السلام), حجاب هاى هفت گانه را كنار مى زند و نماز را به درجه قبول مى رساند.) بنابراين سزاوار است شيعيان از خاك ائمه بقيع و ساير امامان برندارند و تسليم و تعبد خود را به اثبات برسانند. حيات جاويد آيا درست است كه انسان تا ٥٠سال ديگر به عمر جاويد مى رسد (با توجه به علم شبيه سازى)؟ ? ممكن است علم پزشكى به پيشرفت هايى برسد كه در سايه آن بتواند مدت عمر انسان را افزايش دهد و فراتر از محدوده عمر طبيعى گرداند و اين از نظر عقلى و دينى, امرى محال نيست. شايد علم شبيه سازى در اين زمينه انسان را يارى كند, ولى بايد توجه داشت كه براساس براهين و استدلال هاى عقلى, هيچ موجودى غير از خدا جاودانه نيست. همان طور كه جهان هيچ بود و خدا آن را خلق كرد, همو قادر به از بين بردن همه جهان است. بنابراين هيچ مخلوقى در جهان آفرينش نمى تواند ادعاى جاودانگى كند; چنان كه آيه شريفه مى گويد: (انّك ميت وإنهم ميّتون). با توجه به اين نكته مى توان گفت هر اندازه كه علم پيشرفت كند و بتواند عمر انسان را افزايش دهد, هيچ يك از آيات قرآن و روايات صحيح مورد خدشه قرار نمى گيرد. وانگهى به فرمايش امام على(عليه السلام) در خطبه قاصعه: اگر كسى به سوى ابديت راهى داشت, بى گمان سليمان بن داوود بود كه جن و انس را تسخير كرده و همه علوم را دارا بود و حال آنكه اجلش فرا رسيد و از دنيا رفت. اسزاگويى بر اثر مشكلات زكيه نعمتى, از نيشابور اگر انسانى بر اثر مشكلات و سختى ها حرف هاى كفرآميز بزند و يا به روحانيت ناسزا بگويد, آيا مانند كافر نجس مى شود؟ اگر كسى خدا و پيامبر را عمداً انكار كند و به آن نيز معتقد باشد, كافر مى شود;٥ ولى اگر كسى در هنگام خشم و غضب, ناخودآگاه حرف هايى بزند و به آنها ملتزم نباشد و بعد از فروكش كردن غضبش پشيمان شود, بايد توبه و استغفار كند; ولى محكوم به ارتداد و كفر نيست. اين گونه افراد بايد از عصبانيت دورى كنند و سخنانى را كه يقين ندارند بازگو نسازند و به هرچه شنيدند ترتيب اثر ندهند, زيرا بسيارى از آنها تهمت است. بنابراين اگر يك روحانى يا فرد معمولى اشتباهى كرد, نبايد اشتباه او را به حساب دين و خدا و پيامبر گذاشت و يا به كل روحانيت و علما مربوط دانست. ناسزا گفتن از گناهان بزرگ است, ولى باعث كفر نمى شود. پيامبر(ص) فرمود: (از فحاشى بپرهيزيد, خداوند فحاشِ بد زبان را دوست ندارد.)٨ امام باقر(عليه السلام) فرمود: (سلاح اللئام قبيح الكلام;٩ سخنان زشت, سلاح افراد پست و فرو مايه است.) انجام اعمال بدون تقليد معصومه السادات واعظى, شماره اشتراك١٠٦٥٦, از تهران اگر فردى مرجع تقليد نداشته باشد, ولى مسائلِ احكام خود را از افراد مطلع سؤال كند, آيا اعمالش مثل نماز و روزه قبول است؟ ١. عقيده مسلمان به اصول دين بايد از روى دليل باشد, ولى در احكام شرعى, بايد يا مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روى دليل به دست آورد, يا از مجتهد تقليد كند; يعنى به دستور او رفتار نمايد و يا از راه احتياط طورى به وظيفه خود عمل نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است; مثلاً اگر عده اى از مجتهدين عملى را حرام مى دانند و عده ديگر مى گويند حرام نيست, آن عمل را انجام ندهد و اگر عملى را بعضى واجب و بعضى مستحب مى دانند, آن را به جا آورد. پس كسانى كه مجتهد نيستند و نمى توانند به احتياط عمل كنند, واجب است از مجتهد تقليد نمايند.١٠ ٢. اگر مكلف مدتى اعمال خود را بدون تقليد انجام دهد, در صورتى اعمال او صحيح است كه بفهمد به وظيفه واقعى خود رفتار كرده است; مثلاً بعضى از مراجع تقليد, در ركعت سوم و چهارم نماز, گفتن يك بار تسبيحات اربعه را كافى مى دانند و بعضى ديگر مى فرمايند سه مرتبه بايد گفته شود; مكلفى كه تقليد نكرده, اگر سه بار گفته باشد, نمازش درست است و هم چنين است اگر عمل او (با فتواى مجتهدى كه وظيفه اش تقليد از او بوده, يا) با فتواى مجتهدى كه فعلاً بايد از او تقليد كند, مطابق باشد.١١ افراد مطلع نيز احكام را از رساله هاى عمليه نقل مى كنند, اما از آن جا كه ممكن است مسائل را از مراجع مختلف نقل كنند, در عمل دچار مشكل مى شويد, به خصوص در مسائل مورد اختلاف مراجع; بنابراين بهتر است هرچه زودتر يك مرجع تقليد براى خود انتخاب كنيد, زيرا تقليد از مجتهد جامع الشرايط واجب است. استفاده صحيح از اينترنت سميه ظفرمدديان نژاد, شماره اشتراك٣٣٦٧, از اروميه چگونه جوانان مى توانند به صورت صحيح از اينترنت استفاده كنند؟ ? اينترنت مانند يك بازار بزرگ است, منتها بازار اطلاعات كه تنوع و گوناگونى آن, باعث حيرت و شگفتى است. بازارى كه در آن هرگونه كالايى وجود دارد و اين بسته به انسان است كه چه كالايى مى خواهد; كالايى مضرّ يا مفيد؟ متاع كفر و دين بى مشترى نيست گروهـى اين, گروهـى آن پسندد اينكه مى گوييم اينترنت يك بازار اطلاعات است بدين سبب است كه در آن, همه نوع انديشه, فكر و حتى ابزار و وسايل, ارائه شده و خريد و فروش مى گردد. بعضى از اين اجناس, تقلبى و بعضى اصيل اند; بعضى سبب انحراف و بعضى مايه رشد و بارورى است. از جهت فن آورى رايانه اى و تجهيز به پيشرفته ترين وسايل ارتباطى, اينترنت پديده اى است شبيه به معجزه, از همين رو اهميت فوق العاده زيادى دارد و نقش آن را نمى توان ناديده گرفت. امروزه شما مى توانيد با مراجعه به پايگاه هاى اينترنتى از امكانات اكثر كتابخانه هاى دنيا و موزه هاى معروف استفاده كنيد, در حالى كه پيش از اين مثلاً براى ديدن يك نسخه خطى در موزه لندن, صرف هزينه هاى بسيار و مسافرت به كشور انگلستان ضرورى بود. اين يك مثال ساده بود تا معلوم شود به وسيله اين پديده, چه مقدار از صرف توان, امكانات و وقت آدمى جلوگيرى مى شود. جوانان بايد بدانند كه اينترنت, وسيله بازى و سرگرمى و يا دسترسى به آدرس هاى ممنوعه نيست, بلكه مانند هر وسيله اى ديگر فقط يك ابزار است و داراى فرهنگى است كه بدون آن, نه تنها كارآيى و اهميت خود را از دست مى دهد, بلكه سبب شيوع بى فرهنگى, فساد اخلاق و لاابالى گرى مى شود و در نتيجه ضررى غير قابل جبران و نامحدود در پى دارد. وسواس در وضو و نماز عفت زمانى, شماره اشتراك ٦٣٤٤, از خاتم يزد چه كنيم تا از وسواس در وضو و نماز نجات يابيم؟ وسواس, يك بيمارى خطرناك روانى است. اگر شخص مبتلا به وسواس درصدد درمان نباشد, زندگى بر او و كسانى كه با وى زندگى مى كنند, تلخ مى شود و در نهايت به افسردگى هاى شديد و دورى از مردم و رنج فراوان منتهى مى گردد. ضمن اينكه باعث مى شود فرد مبتلا از عبادات لذت نبرد و همواره تلخ كامى قرين زندگى اش باشد. پيشوايان اسلامى به وسوسه از اين ديدگاه مى نگرند كه اين حالت, بازده حديث نفس و آرزوها و تخيّلات مى باشد و فرد وسواس را به گمراهى و سرگشتگى مى كشاند. آن گاه كه آدمى با غفلت ناشى از وسوسه مأنوس شد و بدان معتاد گرديد, اين بيمارى به صورت طبيعت ثانوى او درمى آيد. روانشناسان اسلامى براى درمان و تعديل وسوسه راه كارهايى را بيان مى كنند. اساس و ريشه وسوسه, (ضعف در تصميم گيرى و اراده) و (عدم قدرت روحى) است. افراد وسواسى از ترديد و شك ناراحت كننده اى رنج مى برند و نمى توانند كارى را با اطمينان خاطر انجام دهند. غالباً افراد وسواسى در خانواده هايى به وجود مى آيند كه آشفته زندگى مى كنند و والدين آنها در شست وشو و مراقبت هاى افراطى در آب كشيدن بدن و لباس, سخت گيرى مى كنند. گاهى منشأ وسواس, ضعف جسمانى است و گاهى اختلالات روحى. اين بيمارى در همه سنين ممكن است پديد آيد, ولى در مرحله بلوغ و جوانى و گاهى در سنين پيرى, شديدتر است. براى درمان وسواس, فرد مبتلا بايد به نكات زير توجه ويژه داشته باشد: ١. تا آن جا كه امكان دارد از پديد آمدن وسواس به حالت مزمن پيش گيرى كند. ٢. از بيكارى و فراغت جلوگيرى نمايد; مثلاً كسى او را وادار كند زود وضو بگيرد, زود غسل كند و زود دستش را آب بكشد. ٣. از تنهايى پرهيز كند و به مسافرت هاى دسته جمعى برود و با افرادى كه وسواس نيستند, بيشتر مأنوس باشد. ضمن اينكه بايد از افراد وسواس به شدت دورى جويد. مانند بقيه مردم وضو بگيرد و نماز بخواند; به همان راحتى كه مردم وضو مى گيرند و نماز مى خوانند. در واقع احكام رساله عمليه را اجرا كند و به خطورات شيطانى توجه نكند. ٤. از خدا بخواهد اراده قوى به او بدهد تا بتواند دست از وسواس بردارد.١٢ برنامه ريزى صحيح براى كنكور فاطمه خبرى, شماره اشتراك٦٣٩٧, از خاتم يزد چگونه برنامه ريزى كنيم؟ براى يك فرد پشت كنكورى چند ساعت درس خواندن در روز كافى است؟ هر فردى در زندگى نياز به برنامه ريزى دارد, زيرا برنامه ريزى علاوه بر نظم و شكل دادن به كار, موجب موفقيت و پيروزى مى شود. (هيچ موفقيتى بدون يك برنامه ريزى درست, متصور نيست); اين جمله ديگر يك شعار نيست, بلكه حقيقتى است كه تمام عقلاى عالم بر آن مهر تأييد مى زنند. اساساً يكى از دلايل مهم موفقيت بزرگان و انديشوران, برنامه ريزى صحيح و مناسب بوده است. منظور از برنامه ريزى, اختصاص دادن ساعت يا ساعاتى از عمر به كارى خاص است, به طورى كه هر كارى در وقت خود و طبق زمان بندى قبلى انجام شود و چيزى از آن باقى نماند. براى طرح يك برنامه ريزى مفيد و كامل, رعايت سلسله كارهايى لازم است: ١. هم اكنون يك كاغذ و قلم برداريد و فهرستى از كارهاى خود را به ترتيبى كه مى آيد, در آن يادداشت كنيد. الف) فهرستى از كارهايى را كه قرار بوده انجام دهيد و نداده ايد. ب) فهرستى از كارهايى را كه بايد در منزل انجام دهيد و بر عهده شما گذاشته شده است. ج) فهرستى از كارهايى را كه در حوزه روابط شخصى شماست; مانند نامه ها, قرار ملاقات ها, تماس هاى تلفنى, مهمانى ها و نظاير آن. د) ليستى از كارهاى روزمره; از جمله: خواب, غذا, تماشاى تلويزيون, مطالعه, ورزش و… هـ) و بالاخره فهرستى از كارهايى را كه قرار است به اميد خدا روزى انجام دهيد; به عنوان مثال: شركت در يك كلاس هنرى, يادگيرى يك زبان خارجى و امثال آن.١٣ تأكيد مى كنيم كه نگران حجم زياد فهرست خود نباشيد, زيرا با يك برنامه ريزى اصولى, قطعاً توان و وقت انجامش را خواهيد داشت. ٢. شروط اساسى براى يك برنامه ريزى دقيق, اول, اراده و تصميم است و دوم, تعهد قلبى و وجدانى با خويش. هيچ وقت فكر كرديده ايد كه چرا اكثر مردم ناموفق اند و فقط بعضى به مقصد رسيده اند؟ يكى از دلايل عدم موفقيت مردم اين است كه خواسته هاى خود را با جديت و قدرت دنبال نمى كنند. به هر دليل ممكن بهانه مى تراشند و كار خود را عقب مى اندازند. اگر هم در پى آن مى روند, از راهش نمى روند. در واقع بدون برنامه و بدون شناخت راه, اقدام مى كنند. عده ديگرى هستند كه براى رسيدن به يك هدف, كارهاى ريز و درشت زيادى را پايمال مى كنند, به گونه اى كه گويى اصلاً وجود ندارند. در نتيجه وقتى به هدف و خواسته خود مى رسند كه بسيارى از داشته هايشان را از دست داده اند. دوستى داشتم كه با هم كار مى كرديم, اما با اين فرق كه هرگز وقت درستى براى صبحانه و ناهار خود نداشت. اگر وقت مى كرد, غذا مى خورد و اگر وقت نمى كرد, نمى خورد. به قول خودش يك وعده غذا براى او كافى بود. نتيجه اش اين شد كه بعد از چند سال صاحب ماشين و خانه و ويلا شد, ولى نصف معده اش را به دليل زخم معده در جراحى بريدند و الان از خوردن بسيارى چيزها محروم است. عده ديگرى نيز هستند كه تلاش مى كنند و عرق مى ريزند, ولى به جايى نمى رسند. علتش اين است كه هيچ وقت به آينده كارشان فكر نمى كنند; به طور مثال امروزه اگر كسى با زحمت و تلاش, استاد سفيدگرى يا سازنده ظروف مسى و يا سنگى شود, مسلماً از شغلش براى تأمين هزينه هاى زندگى خود نمى تواند كمك بگيرد, چون فصل اين نوع كارها گذشته است.١٤ هر كارى بايد با توجه به آينده اش مورد پيگيرى قرار گيرد; مثلاً بايد بدانيد كه از دانشگاه رفتن چه مقصودى داريد؟ آيا پس از فارغ التحصيل شدن به چيزى كه در نظر داريد خواهيد رسيد؟ پس از لحاظ كردن آينده نگرى و در نظر داشتن دورنماى حداقل ده ساله, بايد با منطق و شيوه اى درست, تلاش كنيد تا به مقصود برسيد و اين جاست كه آن تعهد قلبى و وجدانى به كارتان مى آيد.١٥ ٣. فهرست هاى تهيه شده را جلوى خود قرار دهيد, هميشه در يك برنامه ريزى, موردى وجود دارد كه ذهن ما را فوق العاده به خود مشغول مى كند; مثل قبولى در كنكور. كارهايى نيز وجود دارد كه ناگزير از انجام آنها هستيم. بعضى كارها هم در حقيقت به زمان و استمرار نياز دارند; مثلاً شركت در كلاس هاى هنرى. مسلماً اين موارد از حيث اولويت در يك جايگاه قرار ندارند. بنابراين ابتدا از ميان فهرست هاى خود, محور برنامه, كارهاى اجبارى و كارهاى مربوط به آينده را جدا كنيد و سعى نماييد در طول روز يا هفته وقتى براى آنها در نظر بگيريد. اشتباه بعضى در برنامه ريزى اين است كه گمان مى كنند در ايام درس خواندن نبايد كارهاى ديگرى انجام دهند. به همين دليل برنامه شان خشك, بدون انعطاف و بدون در نظر گرفتن نيازهاى ديگر زندگى است. بنابراين سعى كنيد در برنامه خود آدمى معقول و منطقى باشيد. به جاى اينكه خود را از همه چيز محروم كنيد, سعى نماييد از وقت هايتان به گونه صحيح استفاده كنيد. ٤. يك شبانه روز ٢٤ساعت بيشتر نيست و شما در طول اين مدت به ٦تا٨ ساعت خواب نياز داريد. سعى نكنيد از خوابتان بكاهيد تا زمان بيشترى را براى تحصيل ذخيره كنيد, زيرا خستگى ناشى از كم خوابى را در طول ساعات روز پخش مى كنيد و توان فكرى و جسمى خود را تا حد زيادى كاهش مى دهيد. خوب است خواب شما بين ساعات ١١شب تا ٦ صبح باشد. ٥. وقت صبحانه, ناهار و شام را جدا كنيد. البته غالباً ساعت صرف غذا در اكثر خانه ها مشخص است. يادتان باشد با عجله غذا نخوريد. نه زياد بخوريد و نه كم. سعى كنيد پيش از سيرى كامل دست از غذا برداريد. هرگز بلافاصله بعد از غذا مشغول مطالعه نشويد. حدود يك سوم از زمان صرف غذا را براى استراحت بگذاريد; مثلاً اگر صرف غذا ٤٥دقيقه طول مى كشد, ١٥دقيقه از آن را استراحت كنيد. اگر در خلال روز احساس گرسنگى كرديد, بلافاصله مطالعه را قطع كنيد و چيزى بخوريد, ولى هرگز در اثناى مطالعه چيزى نخوريد. صرف غذا حدود ٣ساعت از وقت شما را خواهد گرفت. ٦. در طول روز وقتى براى عبادات واجب و مقدمات آن مثل طهارت و وضو نياز داريد. انجام فرايض را بسيار جدى بگيريد, زيرا تأثير شگرفى در موفقيت انسان دارد. حدود ١تا٥/١ساعت صرف عبادات خواهد شد. ٧. هميشه در طول روز كارهايى براى انجام دادن وجود دارد; مثلاً تماشاى برنامه خاصى از تلويزيون, خريد نان, ميوه, سبزى, بردن برادر يا خواهر كوچك تر به مدرسه يا مهد كودك و…; اين كارها را از برنامه خود حذف نكنيد و براى آنها زمان معين كنيد. اين موارد جزء زندگى شما هستند, پس با حذف آنها زندگى تان را ناقص نكنيد. البته فايده ديگرى هم در اين برنامه ها وجود دارد; به عنوان مثال راه ميان خانه تا مدرسه, فرصت خوبى براى تكرار لغات زبان انگليسى يا حفظ كردن يك شعر و يا مرور مطالب درسى در ذهن است. ٨. ممكن است مشغول رفتن به كلاس كامپيوتر يا يك باشگاه ورزشى باشيد. خوب است در اين كارها افراط نكنيد, ولى آنها را نيز تعطيل نكنيد. ٩. حال وقت آن رسيده كه روى ساعت هاى باقيمانده روزتان تمركز كنيد و آنها را به درس اختصاص دهيد. چون قصد شركت در كنكور را داريد, لازم است مطابق شرايط آن برنامه ريزى كنيد.١٦ امتحان كنكور سراسرى در دو بخش عمومى و اختصاصى برگزار مى گردد. برنامه شما بايد به نحوى باشد كه در هر بخش بالاترين درصد را احراز كنيد. براى اين منظور لازم است اولويت هاى هر دو بخش را تعيين كنيد و ببينيد در كدام درس ها ضعيف هستيد و براى اين ضعف خود چه بايد بكنيد؟ آيا مى توانيد به تنهايى مطالعه كنيد يا لازم است از يك دوست درس خوان يا يك استاد استفاده كنيد؟ به ياد داشته باشيد كه ضعيف بودن در يك درس, علاوه بر ضعف نمرات, باعث كاهش اعتماد به نفس شما در ساير دروس نيز مى شود. البته نبايد از ضعفتان بترسيد. هر نوع ضعفى را مى توان با تلاش و برنامه ريزى رفع كرد, به شرط آنكه بخواهيد و براى آن سرمايه گذارى كنيد. ناگفته نگذاريم كه برخلاف تبليغات بسيار, كلاس ها و جزوه هاى كنكور نقش عمده اى در قبولى ندارند. ابتدا به مطالعه دقيق كتاب هاى درسى بپردازيد و وقتى از فراگيرى آنها مطمئن شديد, به سراغ كتاب ها و جزوات ديگر برويد.١٧ ١٠. اكنون مى بينيد كه از ٢٤ساعت, زمان چندانى باقى نمانده است (بين ٦تا٨ ساعت) براى اين ساعت ها برنامه درسى بگذاريد و شروع كنيد. اولويت ها را هم از ياد نبريد. ١١. جز كارى كه به آن مشغول هستيد, به هيچ چيز ديگرى فكر نكنيد. البته در ابتدا اين كار سخت است, ولى خيلى زود تمركز خواهيد يافت. پس همواره شعارتان اين باشد: وقت درس, درس; وقت بازى, بازى; وقت خواب, خواب و….١٨ ١٢. سعى كنيد در تمام زندگى, منظم و مرتب باشيد. با عشق و علاقه به كارهايتان نگاه كرده و تلاش كنيد. اين مهم نيست كه انسان به چه چيزهايى مى رسد يا مردم در مورد او و موفقيت ها يا شكست هايش چه مى گويند; مهم اين است كه انسان نزد وجدان خود شرمنده نباشد و بداند كه نهايت تلاش خود را كرده است; در اين صورت نتيجه هرچه باشد, شما در كار خود موفق شده ايد. نكته پايانى اينكه به آسانى نمى توان گفت هر فردى چند ساعت بايد مطالعه كند. بايد دقت نمود چقدر به مطالعه نياز دارد تا براساس آن برنامه ريزى نمايد. زلزله, عذاب يا امتحان الهى محمد زارعى, از بندر لنگه آيا زلزله بم, عذاب است يا امتحان الهى؟ اگر عذاب است, چرا ساير بلاد ايران يا كشورهاى غربى كه غرق در كفر و فسادند, عذاب نمى شوند؟ اطفال چه گناهى دارند؟ و اگر رحمت و امتحان الهى است, چرا در قرآن قوم هايى چون عاد, نوح و لوط با زلزله و… عذاب الهى شده اند؟ ? زلزله همانند رعد و طوفان از سنت هاى طبيعى الهى و واقعيتى محسوس و ملموس است, اما درباره علت وقوع آن بين ژئوفيزيك هاى معاصر با حكماى پيشين اختلاف است.١٩ مسئله شرور و آفات طبيعى از مسائلى است كه هميشه فيلسوفان الهى و دين باوران را به چالش كشانده است. بعضى از مؤمنان و دانشمندان معتقدند: زلزله همچون سيل و طوفان, يك امر صد در صد طبيعى و از سنن و قضاى حتمى خداوند است, بنابراين در كشورها و شهرهايى كه در كمربند زلزله قرار دارند, بايد خانه هاى مجهز و ضد زلزله ساخته شود تا مردم از تلفات و خسارات مالى و جانى در امان بمانند. طبق اين نظريه, حوادث طبيعى به بدى ها و خوبى هاى اعمال انسان ارتباطى ندارد. برخى ديگر از انديشمندان مذهبى بر اين باورند كه زلزله گذشته از سنت طبيعى, بلاى آسمانى نيز محسوب مى شود كه گاهى براى تنبيه فاسقان و امتحان آيندگان و بيدارى غافلان ايجاد مى گردد, وگرنه هر موجود شرور و يا حادثه ويرانگر, به خودى خود خير و مخلوق خداوند مى باشد و مطابق قانون علت و معلول به وجود آمده است, ولى در صورت تزاحم با موجودات ديگر ممكن است باعث نابودى شود و بد باشد; مثلاً زلزله براى كسانى كه عزيزانشان را از دست داده يا يتيم شده اند, ناراحت كننده و دردناك است, اما براى عده بسيارى منشأ بيدارى, توبه از گناهان, تقويت نوع دوستى و ده ها فايده ديگر مى باشد. بنابراين, زلزله و مانند آن حتى مى تواند در نگاه ديگر, يك نوع رحمت در لباس غضب باشد; چنان كه يك نوع عذاب براى امتحان بازماندگان و ساير مردمان نيز هست. اينكه گفته شود زلزله يك نوع عذاب الهى براى فاسقان, عياشان, عناصر شرور و سوداگران مرگ است, با طبيعى بودن و در كمربند زلزله قرار گرفتن يك شهر منافاتى ندارد, چرا كه حكمت الهى تعلق گرفته كه هر چيزى براساس علل و زمينه هاى طبيعى ضرورت پيدا كند, هرچند علل ماورايى نيز ممكن است دخيل باشد. حتى معجزه از دايره قانون عليت خارج نيست; پس همه چيز به دست قدرت الهى است. امتحان الهى شكل خاصى ندارد; گاهى در قالب فقر است و گاهى در پوشش غنا, گاهى به كثرت مال و اولاد است و گاهى به كاستن از آنها, گاهى با خوبى و بدى٢٠ است و گاهى با نيكى و گناه,٢١ زمانى به خوف و گرسنگى است و زمانى به كاستى در اموال و نفوس و ثمرات٢٢; اما آنچه مهم است صبر كردن بر اين امتحانات و سربلند بيرون آمدن از آن است. در پاره اى اوقات, شرور و گرفتارى ها براى غفلت زدايى و تأديب است; همچنان كه بعضى از عذاب ها, كيفر كردار و ثمره اعمال مردم مى باشد. حضرت على(عليه السلام) فرمود: (انّ البلاء للظالم ادب وللمؤمن امتحان وللانبياء درجة;٢٣ بلا براى ستمگر, تأديب و براى مؤمن, امتحان و براى پيامبران, درجه و مقام است). قرآن مى فرمايد: (وما أصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم;٢٤ هر مصيبتى كه به شما مى رسد, به خاطر اعمالى است كه انجام داده ايد.) بعضى مى گويند: اين گونه عذاب ها مخصوص امم پيشين بوده و از امت اسلامى برداشته شده است. دليل مدعاى آنها آيه ٣٣ سوره انفال است كه مى فرمايد: (وما كان الله ليُعذبهم وانت فيهم وما كان الله معذبهم وهم يستغفرون; تا آن گاه كه تو (اى محمد) در ميانشان باشى, خدا آنان را عذاب نمى كند و تا آن گاه كه اهل استغفار باشند, نيز خدا عذابشان نخواهد كرد.) از ابن عباس نقل شده: دو امان در بين امت اسلامى بود: يكى, وجود پيغمبر و ديگرى, استغفار; پيامبر كه از دنيا رحلت كرد, ولى استغفار تا قيامت باقى است. تا زمانى كه امت اسلامى اهل استغفار باشند, گرفتار عذاب (صاعقه و بارش سنگ و…) نخواهند شد, لكن به موجب اين حديث قدسى: (امتك هذه مرحومة عذابها فى الدنيا الزلزلة والفقر)٢٥ زلزله و فقر از امت اسلامى برداشته نشده است. البته اگر پيامبر(ص) نفرين مى كرد, امت او به همان سرنوشت قوم عاصى گرفتار مى شدند. قرآن مى فرمايد: فأن اعرضوا فقل انذرتكم صاعقة مثل صاعقة عاد وثمود;٢٦ پس اگر اعراض كردند, بگو: شما را از صاعقه اى كه بر عاد و ثمود فرود آمد, مى ترسانم.) بدون شك زلزله و تمام حوادث طبيعى و اجتماعى, جزء قضا و قدر الهى محسوب مى گردد; چنان كه هلاكت و نابودى عاصيان و فاسقان نيز از قضا و قدر الهى به حساب مى آيد. قضا و قدر بر دو گونه است: گاهى حتمى است و گاهى غير حتمى و مشروط. قرآن مى فرمايد: (واذا أراد الله بقوم سوء فلا مردّ له;٢٧ اگر قضا و قدر الهى بر ضد قومى تعلق گرفته باشد, هيچ عاملى نمى تواند آن را برگرداند). در بسيارى از آيات, فسق و فجور و ظلم و تجاوز, مقدمه هلاكت, و دعا و استغفار و صدقه باعث نجات از قضا و بلاى الهى دانسته شده است. گاهى صبر و تسليم بر قضا و قدر مطلوب است و موجب اوج كمال انسان ها مى شود. گاهى نيز به كار گرفتن عقل و تدبير, باعث رهايى انسان از قضا و قدر مى شود. حضرت على(عليه السلام) پاى ديوارى نشسته بود, ناگاه متوجه شد كه ديوار شكسته و ممكن است فرو بريزد. حركت كرد و از آن مكان دور شد. مردى اعتراض كرد: آيا از قضاى الهى فرار مى كنى؟ يعنى اگر بنا باشد بميرى و اجلت فرا رسيده باشد, چه فرار كنى و چه بمانى, خواهى مرد و اگر مقدر باشد بمانى, در زير آوار هم جان سالم به در مى برى. حضرت فرمود: (أفرّ من قضاءالله الى قدره; من از قضاى الهى به قدر او پناه مى برم). معناى اين جمله آن است كه هر حادثه اى كه در جهان پيش مى آيد, براساس قضا و تقدير الهى است. اگر آدمى خود را در معرض خطر قرار دهد و آسيب ببيند, قضا و قانون خداست و اگر از خطر بگريزد و نجات پيدا كند, آن هم قانون و تقدير الهى است. بسيارند افرادى كه از قضاى الهى در امان مانده و عمر زيادى پيدا كرده اند. قرآن كريم اين حقيقت را به شكل جالبى بيان مى كند: (ومن يتق الله يجعل له مخرجاً ويرزقه من حيث لايحتسب;٢٨ هركس از خدا بترسد, براى او راهى براى بيرون شدن قرار خواهد داد و از جايى كه گمانش را ندارد روزى اش مى دهد.) عذاب هاى الهى مجموعاً رحمتى در لباس غضب و مطابق با عدل و حكمت است, زيرا اگر عدل را به معناى نظم و اعتدال بگيريم, زلزله عين نظم است و علم نيز اين گونه امور را پذيرفته است, به طورى كه اگر علم پيش بينى قطعى كند و زلزله نيايد, جاى سؤال است كه چرا زلزله نيامد؟ همچنين اگر عدل به مفهوم قرار گرفتن هر چيزى در جايگاه خود باشد, باز زمين لرزه عين عدالت است, چرا كه در سلسله علت و معلول, زمين لرزه در جايگاه خود قرار دارد. و در صورتى كه عدل را به مفهوم اعطاى حق به هر صاحب حقى معنا كنيم, باز با عدل تضادى ندارد, به علت اينكه مردن به وسيله زلزله, سلب حق نيست, بلكه پايان تفضل وجودى انسان مؤمن و آغاز فيض اخروى او مى باشد. شايد اين سؤال در اذهان بعضى خطور كند كه چرا اين نوع بلاها بر سر ملت هاى طاغى نمى آيد؟ در پاسخ بايد گفت كه اولاً: ملت هاى طاغى نيز دچار عذاب و بلا مى شوند مانند زلزله در تركيه و ثانياً: بلاهاى آسمانى انواع و اشكال گوناگونى دارد; بيمارى سارس كه اخيراً در چين ظهور پيدا كرده, بيمارى ايدز كه گفته مى شود ساليانه حدود هشتصدهزار نفر قربانى مى گيرد, نابودى ملت ها به وسيله دشمنانشان مانند حكومت صدام و طالبان, همگى نمونه هايى از انواع بلايا هستند كه امروزه بسيارى از كشورهاى غربى با آن دست به گريبانند. در مورد زلزله بم چند نكته وجود دارد كه آن را از عذاب هايى كه بر امت هاى سابق مانند قوم عاد و ثمود آمده, متمايز مى سازد: ١. امت هاى سابق ابتدا توسط پيامبر وعده عذاب داده مى شدند تا مردمى كه مى خواهند به او ايمان بياورند نجات يابند, در حالى كه در حادثه اخير اين گونه نبوده است. ٢. در عذاب هاى سابق, تمامى مردم يك منطقه نابود مى شدند و يا به مردم مؤمن از قبل اعلام مى شد كه از آن جا خارج شوند و سپس عذاب الهى نازل مى شد, در حالى كه در حوادث كنونى اين گونه نيست و نمى توان گفت كسانى كه در زلزله كشته شده اند, همه غير مؤمن بوده اند و كسانى كه مانده اند, همه مؤمن هستند. ٣. در عذاب هاى سابق, هيچ اثر و نشانه اى از امت ها جز خاكستر باقى نمى ماند, اما در اين نوع زمين لرزه ها چنين نيست. چگونه از رانش زمين در امان بمانيم؟ براى جلوگيرى از آسيب هاى احتمالى زمين لرزه ها تنها به پيشگيرى هاى علمى نمى توان بسنده كرد, چرا كه متخصصين مى گويند: اولاً نمى توان وقوع زلزله را پيش بينى كرد و ثانياً گاهى زلزله به قدرى ويرانگر است كه حتى خانه هاى مهندسى ساز و ضد زلزله در برابر آن نمى تواند مقاومت كند. ساختمان هاى مجهز تنها در برابر ٧ريشتر و كمى بيشتر مى تواند مقاومت كرده و از تلفات جانى بكاهد, ولى در مقابل ١٠ريشتر و بالاتر نمى تواند دوام بياورد. بنابراين بايد به خداى منان پناه آورده و از صدقه و دعا غفلت نكنيم, چرا كه فرمودند: (الدعا يردّ القضاء المبرم;٢٩ دعا, قضا و بلاى امضا شده را برمى گرداند), زيرا دعا خود از قضا و قدر محسوب مى شود. همان گونه كه صدقه و دارو مى تواند نقش مهمى ايفا كند, بيمارانى كه به وسيله دوا و دكتر معالجه شده اند نيز بسيارند, به طورى كه اگر به پزشك مراجعه نمى كردند مدت ها پيش از دنيا رفته و به اجل معلق مرده بودند. در منطق دين نيز صدقه, نماز و نيايش مى تواند جلو قضا و بلا را بگيرد. امام رضا(عليه السلام) مى فرمايد: (هركس سوره زلزال را در نمازهاى نافله (مستحبى) بخواند, هيچ گاه آسيبى از زمين لرزه ها به وى نرسد و هرگز به وسيله صاعقه و آفات دنيوى از بين نخواهد رفت.)٣٠ در حديث ديگرى آمده است كه جمعى از مؤمنان به دليل زلزله هاى مكرر در منطقه شان به حضرت على(عليه السلام) شكايت كردند و تصميم داشتند از آن سرزمين كوچ كنند. حضرت فرمود: روز چهارشنبه و پنجشنبه را روزه بگيريد و روز جمعه غسل كرده و لباس هاى پاكيزه بپوشيد و از شهر خارج شده و در بيابان به دعا و نيايش بپردازيد. به لطف الهى زمين آرام خواهد گرفت. آنها بدين دستور عمل كردند و زلزله برطرف گرديد.٣١ اين بحث را با شعر سعدى به پايان مى بريم: كوتاه ديدگان همه راحت طلب كنند عارف, بلا, كه راحت او در بلاى اوست بگذار هرچه دارى و بگذر كه هيچ نيست اين پنج روز عمر كه مرگ از قفاى اوست هر آدمى كه كشته شمشير عشق شد گو غم مخور كه ملك ابد خون بهاى اوست از دست دوست هر چه ستانى شكر بود سعدى رضاى خود مطلب چون رضاى اوست پى نوشت ها: ١ـ صدرالدين بلاغى, قصص قرآن, ج١, ص١٢٤. ٢ ـ من لايحضره الفقيه, ج٢, ص٥٩٩. ٣ ـ سفينة البحار, ج١, ص ١٢٢ . ٤ ـ همان, ماده تراب. ٥ - وسائل الشيعه, ج١٠, ص٤١٠; بحارالانوار, ج٩٨, ص١١٨. ٦ـ بحارالانوار, ج٨٢, ص١٥٣ و٣٣٤. ٧ ـ آيةاللّه العظمى فاضل لنكرانى, جامع المسائل, ج١, ص٨٩ و٩٤. ٨ـ ميزان الحكمه, عنوان ٣١٧٠, حديث ١٥٦٤٦. ٩ـ همان. ١٠ ـ امام خمينى, توضيح المسائل, مسئله ١. ١١ـ همان, مسئله ١٤. ١٢ـ على قائمى, خانواده و مسائل نوجوان, ص١٢٠. ١٣ـ ادوانس بلس, روان شناسى تنبلى, ترجمه مهدى قراچه داغى, ص٨و٩. ١٤ـ برگرفته از: رمز موفقيت, ص٣٨ تا٤٥. ١٥ـ ادوانس بلس, همان, ص٢٧. ١٦ـ درباره امتحان و اهداف آن, ر.ك: روان شناسى تربيتى, فصل ششم, ص٨٨ به بعد. ١٧ـ برگرفته از: روان شناسى تربيتى, ص٨٦. ١٨ـ شعبان كاووسى, آيين درس خواندن يا رمز موفقيت در امتحانات, ص٢٣. ١٩ـ حكماى پيشين, تراكم گازهاى زيرزمينى را منشأ زلزله مى دانستند, اما بعضى ديگر آن را مولود لغزش هاى توده هاى سنگ, فعاليت هاى آتشفشانى و ريزش سقف غارهاى زيرزمينى مى دانند. براى اطلاع بيشتر ر.ك: لغت نامه دهخدا. ٢٠ـ انبياء(٢١) آيه ٣٥. ٢١ـ اعراف (٧) آيه ١٦٨. ٢٢ـ بقره (٢) آيه١٥٥. ٢٣ـ بحارالانوار, ج٦٧, ص٢٣٥. ٢٤ـ شورى (٤٢) آيه٣٠. ٢٥ـ بحارالانوار, ج١٦, ص٣٥١. ٢٦ ـ فصلت (٤١) آيه١٣. ٢٧ـ رعد (١٣) آيه١١. ٢٨ـ طلاق (٦٥) آيه٢و٣. ٢٩ـ بحارالانوار, ج٥, ص٧٨. ٣٠ـ مستدرك الوسائل, ج٣, ص٢١٨, باب٤٨. ٣١ـ بحارالانوار, ج٥٦, ص١١٨.